پیشینه زندگی در گلپایگان


پیشینه زندگی در گلپایگان این کهن شهر دوران کیانی، به دوران پارینه سنگی میانه و نو سنگی

می‌رسد. این ادعا را همچون میتوان از سنگ نگاره‌هایی که بیانگر اشیایی مانند چماق و تیر و کمان

و کمند و کهن‌ترین سازهای ایرانی است، اثبات کرد.

سنگ نگاره‌ها کهن‌ترین آثارتاریخی و هنری بجامانده از بشر هستند.

اگرچه روش‌های علمی مانند آزمایش‌ موسوم به نیمه عمر کربن، پتاسیم آرگون و تعیین جهت قطب

مغناطیسی  و یا مقدار اورانیوم توریوم  که برای تعیین تاریخ دوره‌های پارینه سنگی به کار می‌رود،

هنوز بر روی آثار به دست آمده از گلپایگان انجام نشده‌است، و به همین دلیل نمیتوان بطور دقیق

سابقه سکونت در گلپایگان را مشخص نمود


گفته می‌شود بزرگ‌‌‌‌ترین و کامل‌ترین مجموعه سنگ نگاره‌های ایران در شهرستان گلپایگان قرار

دارد و در بخش های(مناطق) ۲۱ گانه غرقاب و کوچری می‌توان بیش از ده‌ها هزار نگاره بر

سنگ‌ها پیدا کرد


این سنگ نگاره‌ها از دید گستردگی، فراوانی، پیشینه و گوناگونی نگاره ها در دوره‌های تاریخی

ایران براستی بی‌ همتا است و سیر تکاملی خط مانند خط سطری، هندی، پهلوی، عربی، پارسی و

سنگ نگاره‌ها مبانی هنر، خط و فرهنگ در ایران هستند. یکی از سنگ نوشته‌ها در ضلع جنوبی

گنبد مسجد جامع گلپایگان، دور افتاده است

 بررسی سنگواره‌ها و فسیل‌هایی که گفته می‌شود در گوشه و کنار قلعه جمال و حاجی قارا پیدا

شده‌است،

سنگ نوشته‌های تنگه غرقاب،

نمونه های خط پهلوی که در منطقه کوچری کشف شده

 کتیبه خط پهلوی در رباط چم اسبه،

 وجود برخی افسانه‌های اساتیری در بازگویی تاریخ گلپایگان،

مراسم دیرینه عروسی قنات،

 جویبار «هرانگ»،

قلعه گبری و پایه‌های پلی نزدیک آن،

بنا شدن مسجد جامع ﺑﺮ روی یک آﺗﺸﻜﺪه ﺳﺎﺳﺎنی، و ـ

وجود دهاتی مانند نیوان و فقستان و وداغ و وانشان و «ویست»... ـ همه و همه، بیانگر پیشینه

زندگی آدمی در گلپایگان است.

پیشینه ویست (ویس)، به دوران مادها بر می‌گردد.


ویست، واژه ای بسیار کهن است و در زبان پهلوی، شاهزاده معنی می‌دهد. فقستان هم به معنی بتکده

است و روستای فقستان در گذشته‌های دور آتشکده داشته است. نام بجستان که معرب بغستان است

از بغ به معنی خدا گرفته شده و یاد آور بیستون، بغداد و فقستان بود که معنی آن «جایگاه خدایان»

است.


سنگ نگاره‌ها کهن‌ترین آثارتاریخی و هنری بجامانده از بشر هستند. به تعبیری بستر بوجود آمدن

حروف رمزی، خط، جابجایی پیام، زبان، تاریخ، اسطوره ها، هنر و فرهنگ از سنگ نگاره‌ها است.


عمر برخی از آنها به چهل هزار سال می‌رسد و بشر تا کنون پیروز به کشف هیچ پدیده تاریخی و

هنری بدین پیشینه نشده‌است.

گلپایگان بیش از ۵۰۰۰ نمونه سنگ نگاره در جایگاه های غرقاب، کوچری، هورستانه و هاجیله دارد

که پیشینه برخی از آنها به هزاره پانزدهم پیش از میلاد یعنی ۱۷۰۰۰ سال پیش می‌رسد


بر روی یکی از سنگ نگاره هایی که از غرقاب گلپایگان به دست آمده، نوشته شده‌است:


این سه چیز را همیشه مقدس بشمار: راغ آب، دریای آب و آتش هیزم.


از سنگ‌ نگاره‌های تنگ غرقاب درمی یابیم که روستای غرقاب یکی از مراکز مهم شکار در دوران

پیش از کشاورزی بوده است. سنگواره‌ها و فسیل‌هایی که در گوشه و کنار قلعه جمال و حاجی قارا

پیدا شده، نشانگر این است که در درازای دوران‌های زمین‌شناسی این بخش در زمان‌هایی زیر آب

بوده است. پژوهشهای زمین‌شناسی این نکته را تایید می‌کنند.


زلزله
هولناکی حدود ۷۰۰ سال پیش (۷۱۵ هجری/۱۳۱۶ میلادی) گلپایگان را به ویرانی کشید   [۲۳]

در دهه‌های نخستین سده نخست هجری قمری، گلپایگان به دست اعراب افتاد و نام زیبایش معرب

گشته و جرفادقان خوانده شد. بین فرهنگ ورزان گلپایگان این نظر شایع است که گویا خشایارشاه

در نبرد با یونانیان مردم گلپایگان را به یاری می‌طلبد و حاکم شهر در پاسخ وی که می‌پرسد

«گلپایگان چه تعداد نیروی نظامی می‌تواند در این لشگر کشی داشته باشد؟» پاسخ می‌دهد دویست

هزار نفر. برخی ادعا می‌کنند در این مورد در موزه شیراز سندی موجود است که نیاز به بررسی دارد

و نمی‌توان هر شایعه ای را پذیرفت


تنها نام گلپایگان را عوض نکردند. نام‌های باستانی بسیاری از شهرهای ایران به عربی تغییر یافت که

این تغییر، هم در تلفظ و هم در نوشتار به انجام رسید که از آن میان می‌توان به تغییر نام سپاهان یا

اسپهان به اصفهان، زنگان به زنجان، دژپل به دزفول، بروگرد به بروجرد، و کرمانشاه به قرمیسین

اشاره کرد


بعد از هجوم اعراب به ایران، گلپایکان (مثل دیگر شهرهای این سرزمین) در قلمرو امویان، عباسیان،

صفاریان، دیلمیان، سلجوقیان، خوارزم شاهیان، مظفریان و ایلخانیان مغول قرار داشت.

 

در دوران عباسیان، گلپایگان از مناطق آباد کشور بود و اوج شکوفایی شهر در زمان حکومت

سلجوقیان به خصوص محمد بن ملکشاه سلجوقی بوده که بناهای زیادی از جمله مناره و بازار و

مسجد جامع را از خود باقی گذاشته‌است.

وجود کاروانسراهای متعدد در منطقه و آثار تاریخی حکایت از اهمیت و آبادانی این شهر در

دوره‌های مختلف تاریخی دارد اما با تاخت و تاز جنگ‌افروزان هم روبرو بوده است.

تیمور وقتی برای تسخیر اصفهان و شیراز خیز برداشت، خود را از گلپایگان به سده و اصفهان رسانید

و در گلپایگان نیز، کشتار فجیعی به راه انداخت.

جهانشاه قراقوینلو هم، با بهره‌گیری از درگیری امیرزادگان تیموری، هنگامیکه برای مقابله با سلطان

محمد به اصفهان رفت، در جُربادقان (گلپایگان) متوقف شد و حضور سپاهیانش مردم را آزار فراوان

داد.

گلپایگان در حمله مغول‌ها نیز آسیب فراوان دید. با فتنه مغول این شهر از اعتبار و رونق ساقط گشت

و تنها در زمان «اوزون حسن» (ابو النصر حسن بیگ بن عثمان بیگ، سرسلسله آق قویونلو

) ۸۸۲- ۸۲۸ ق بار دیگر نامی از آن بر سر راه تجاری همدان به اصفهان به میان می‌آید.

آخرین دوران طلایی رونق شهر مقارن با دوران حکومت شاه عباس و امارت امامقلی خان

[۲۴] سردار بزرگ صفوی در گلپایگان می‌باشد. گلپایگان در روزگار فرمانروایی صفویان از مراکز

مهم علم و ادب بوده‌است.

مذهب اکثریت مردم گلپایگان بعد از اسلام به تبع قدرتهای حاکمه، شافعی بوده‌است

.

زمانی که آل بویه به قدرت رسید، گروهی شیعه شدند ولی رویکرد اکثریت مردم به تشیع در زمان

صفویه بود که عالمان و فقهای جبل عامل و امثال محقق کرکی از لبنان وارد سرزمین ما شدند و به

تبلیغ شیعه پرداختند

.[۲۵]

با شروع فتنه افغان، گلپایگان که مقر فرماندهی علیمردان خان بختیاری و محل تجمع نیروهای

کمکی به اصفهان بود به شدت از طرف محمود افغان مورد انتقام جویی واقع گشت و نه تنها اکثر

اهالی آن از دم تیغ گذشتند بلکه اغلب آثار و تاسیسات کشاورزی و قناتهای آن هم تخریب گشت

و دیگر هرگز این شهر به اعتباری که در گذشته داشت، دست نیافت. (اشراقی، ۱۳۸۳، ص۱۵۷ به

نقل از تاریخ مسعودی نوشته ظل السلطان

)

در زمان قاجاریه خصوصاً زمان ناصرالدین شاه و حکومت ظل السلطان بر اصفهان (که «اِبْراهیم‌ْ خان‌ِ

صَدیق‌ُ المَمالِک‌» به فرمانروایی گلپایگان فرستاده شد)، شهر در استانه نابودی قرار گرفت

.

فرستادن حکام جبار وخونریزی چون سراج الملک حشمت الدوله میرزا حسن خان انتظام الملک

و تحمیل فوج سرباز به فرماندهی صارم الدوله باعث شد اکثر مردم سر به کوه و بیابان بگذارند.

غارتگرانی چون رجبعلی لر، علی مردان خان و علقلی زلکی، هم... براستی بیداد کردند

.

از ۱۳۲۰ به بعد خصوصاً در زمان مرحوم دکتر عبداله معظمی [۲۶] و با ساخته شدن سد گلپایگان ـ

گسترش آموزش وپرورش [۲۷] و احداث دانشسرای مقدماتی، [۲۸] کارهایی که در راه پیشرفت

گلپایگان انجام شده و بعد از انقلاب نیز با اجرای برنامه هایی مانند کارخانه پنیر (که برخلاف

امروز، تا ۱۵ سال پیش ۲۰ درصد کل پنیر ایران را تامین می‌کرد.) ـ کارخانه آرد ـ مجموعه تولید

قطعه های خودرو ـ‌ توسعه کشاورزی ودامپروری ـ احداث شهرک صنعتی و مجموعه تاریخی ارگ

گوگد ـ احداث سد کوچری و مراکز آموزش عالی... ــ گلپایگان چهره دیگری گرفته‌است.

گلپایگان هم‌اکنون به دنیای مجازی راه یافته و وبلاگها و تارنماهای اینترنتی فعال شده‌اند، ساختمان

سازی‌ها تغئیر کرده و چشم مردم مدتها است به آسانسور هم روشن شده است 


ساخت ایستگاه آتش نشانی، گشایش فاز نخست میدان میوه و تره بار، رشد ارتباطات و به تکاپو

افتادن شرکت‌های جدید، تا چند سال پیش هم گمان نمی شد.

در گذشته روزانه دو یا سه اتوبوس (از گاراژ تهران مشهد و ایران مشهد...) راهی تهران می‌شدند.

اکنون تا نیمه‌های شب اتوبوس پشت اتوبوس به راه است

  .

اگرچه با این که گلپایگان، بیش از ۲۱۶ مسجد و ۱۳۳ امامزاده دارد، هنوز بدون موزه [۲۹] و تئاتر و

سینما است و مراکز آموزشی و ورزشی کافی ندارد.

سالن چند منظوره مجتمع فرهنگی این شهرستان، سینما به شمار نمیرود

.

واقعش این است که چالش سینما (و تئاتر) گلپایگان به سال‌های پیش که مراجعی مانند آیت الله

صافی و آیت‌ الله محمدی و آیت الله گلپایگانی از ساخت سینما و دیدن تلویزیون بازمی‌داشتند، برمی

گردد.

گفته شده کتابخانه مرکزی گلپایگان (کتابخانه آیت الله محمدی گلپایگانی)، که دارای گنجایش

بیش از ۳۲هزار نسخه کتاب است و در زمینی به مساحت یک هزار و

۴۲۵متر مربع ساخته شده، بزودی سر و سامان می‌گیرد